تدوین و اعتبارسنجی الگوی شناختی- عاطفی دانش آموزش محتوا (PCK) در دوره ابتدایی با بهره‌گیری از شواهد علوم اعصاب تربیتی
کد مقاله : 1371-7THEEPCK
نویسندگان
سعید محمدی مولود *1، حسین عباسی2
1گروه آموزش ابتدایی، دانشکده علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان استان همدان
2گروه آموزش ابتدایی، دانشگاه فرهنگیان، همدان، ایران
چکیده مقاله
هدف پژوهش حاضر، تدوین الگوی شناختی-عاطفی دانش آموزش محتوا در دوره ابتدایی با بهره‌گیری نظری از شواهد علوم اعصاب تربیتی و بررسی شواهد اولیه روان‌سنجی ابزار آن بود. پژوهش با طرح آمیخته اکتشافی متوالی در تابستان ۱۴۰۵، در استان‌های همدان و تهران انجام شد. در مرحله کیفی، مصاحبه‌های ۲۰ معلم ابتدایی با رویکرد نظام‌مند نظریه داده‌بنیاد کوربین و اشتراوس تحلیل شد. مقایسه مداوم به ۲۸۷ برچسب اولیه، ۴۵ کد تلفیق‌شده، ۹ مقوله و مقوله هسته «تنظیم انطباقی تدریس بر پایه خوانش شناختی–عاطفی یادگیرنده» انجامید. الگو در پنج بُعد و چرخه پیشنهادی خوانش، تبیین، تطبیق و بازسنجی صورت‌بندی شد. پس از داوری محتوایی ۱۵ متخصص، ابزار خودگزارشی ۳۶ گویه‌ای تدوین شد. مطالعه مقدماتی با ۸۰ پاسخ و مطالعه اصلی با ۴۰۸ پاسخ انجام شد؛ پس از حذف هشت پاسخ نامعتبر، ۴۰۰ پاسخ به دو زیرنمونه اکتشافی و تأییدیِ ۲۰۰ موردی تقسیم شد. تحلیل موازی از نگهداشت پنج عامل حمایت کرد و تحلیل عاملی اکتشافی با استخراج محورهای اصلی، ۵۷٫۷۱ درصد از واریانس را تبیین کرد. در تحلیل عاملی تأییدی با واریانس خطاهای آزاد، نسبت مجذور کای به درجه آزادی ۱٫۳۴۰، شاخص‌های برازش تطبیقی و تاکر-لوئیس به‌ترتیب ۰٫۹۵۲ و ۰٫۹۴۹ و شاخص‌های خطای تقریب و باقیمانده استانداردشده به‌ترتیب ۰٫۰۴۱ و ۰٫۰۴۹ بودند. آلفای ابعاد بین ۰٫۸۷۳ و ۰٫۹۲۰ و همبستگی نمره مرکب ابزار با آزمون موقعیتی تدریس ۰٫۵۴۵ بود. یافته‌ها شواهد اولیه‌ای درباره ساختار پنج‌عاملی و هماهنگی درونی ابزار فراهم کردند. علوم اعصاب تربیتی پشتوانه نظری تبیین یادگیری بود؛ اثربخشی چرخه پیشنهادی در کلاس به آزمون مستقل نیاز دارد.
کلیدواژه ها
دانش آموزش محتوا، شناخت و عاطفه، علوم اعصاب تربیتی، تدریس انطباقی، نظریه داده‌بنیاد، روان‌سنجی
وضعیت: پذیرفته شده برای ارائه شفاهی