آموزش تفکر در دوره ابتدایی با رویکرد مدل «مراقبتِ توحیدمحور» (تلفیق رویکرد لیپمن و آموزه‌های اسلامی)
کد مقاله : 1296-7THEEPCK
نویسندگان
سید صدرالدین محمودی *1، داود خوش باور2، سلام الله غلامی3
1گروه اموزش معارف اسلامی دانشگاه فرهنگیان تهران ،ایران
2گروه آموزشی معارف اسلامی دانشگاه فرهنگیان تهران تهران ، ایرا ن
3گروه آموزش الهیات ومعارف اسلامی دانشگاه فرهنگیان تهران ،تهران ، ایران
چکیده مقاله
چکیده:
بیان مسئله: در نظام آموزشی کنونی، شکاف عمیقی میان فرآیندهای شناختی و ارزش‌های وجودی دانش‌آموزان مشاهده می‌شود؛ به گونه‌ای که تمرکز بر آموزش حافظه‌محور و آزمون‌های تستی، مانع از شکوفایی توانمندی‌های تفکر انتقادی و تأمل‌گرانه در دوره ابتدایی شده است. از سوی دیگر، فقدان پیوند میان مهارت‌های ذهنی و مبانی اخلاقی-معرفتی، منجر به تولید دانش‌آموزانی شده است که توانایی تحلیل مسائل هستی‌شناختی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی را ندارند.
هدف و روش‌شناسی: پژوهش حاضر با هدف بازتعریف ساختار آموزش تفکر در پایه اول تا ششم ابتدایی، به دنبال ارائه مدلی است که در آن «تفکر» نه به عنوان یک مهارت جانبی، بلکه به عنوان یک کنش وجودی تعریف شود. این مطالعه با رویکردی تحلیلی-تلفیقی، نظریه «اجتماع کندوکاو» از ماتیاس لیپمن را با مفاهیم بنیادین «تعقل»، «تدبر» و «مراقبت از حقیقت» در اندیشه اسلامی پیوند می‌دهد. چارچوب نظری این پژوهش بر پایه طراحی یک چرخه چهار مرحله‌ای از جمله «پرسشگری هدفمند»، «کندوکاو گروهی»، «تدبر درونی» و «تعهد به کنش» بنا شده است.
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: نتایج تحلیل‌ها نشان می‌دهد که ادغام ابعاد اجتماعیِ تفکر با ابعاد معنوی، می‌تواند مقاومت‌های ساختاری در مدرسه و خانواده را کاهش داده و به «یادگیری عمیق» منجر شود. مدل پیشنهادی (تفکر مراقبِ توحیدمحور) با ارائه سناریوهای عملیاتی و ابزارهای سنجش کیفی، راهکاری برای گذار از آموزش سنتی به آموزش فرآیند‌محور ارائه می‌دهد. یافته‌ها حاکی از آن است که اگر آموزش تفکر با رویکردی مبتنی بر مراقبت و تدبر اجرا شود، علاوه بر ارتقای کیفیت استدلال منطقی، به پرورش شخصیت اخلاقی و مسئولیت‌پذیری دانش‌آموزان در قبال نظام هستی نیز منجر خواهد شد.
کلیدواژه ها
آموزش تفکر، دوره ابتدایی، لیپمن ، تدبر، مدل توحیدمحور،.
وضعیت: پذیرفته شده برای ارائه شفاهی