اثرات متمایز مهارت‌های حرکتی درشت و ظریف بر عملکرد تحصیلی و شناختی دانش‌آموزان ابتدایی
کد مقاله : 1257-7THEEPCK
نویسندگان
میثم بیک *، علیرضا زارع
گروه آموزش تربیت بدنی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
چکیده مقاله
هدف این مقاله، مروری روایتی از شواهدی درباره اثرات متمایز مهارت‌های حرکتی ظریف و درشت بر عملکرد تحصیلی کودکان است. برای این منظور، مطالعات مروری، طولی و همبستگی مرتبط با رشد حرکتی و متغیرهای تحصیلی‑شناختی بررسی شده‌اند. شواهد نشان می‌دهد مهارت‌های ظریف، به‌ویژه گرافوموتور، مهارت دستی و یکپارچگی بینایی‑حرکتی، با خواندن، نوشتن و ریاضیات رابطه‌ای قوی‌تر و پایدارتر دارند. در مقابل، مهارت‌های درشت بیشتر با زبان، حافظه کاری فضایی، بازداری و کارکردهای اجرایی مرتبط‌اند. دو چارچوب نظری کارکردگرایی و پیوندهای مشترک عمل‑شناخت این تفاوت‌ها را تبیین می‌کنند: کارکردگرایی بر نقش مهارت‌های ظریف در مشارکت در تکالیف مدرسه و کاهش بار شناختی تأکید دارد، و نظریه پیوندهای مشترک بر همپوشانی شبکه‌های عصبی حرکت و شناخت. کارکردهای اجرایی نیز به‌عنوان میانجی مشترک هر دو نوع مهارت حرکتی با یادگیری مطرح می‌شوند. یافته‌ها پیامدهای عملی مهمی برای برنامه‌های درسی و مداخلات آموزشی دارند: تقویت مهارت‌های ظریف در سال‌های پیش‌دبستانی و دبستان، طراحی مواد آموزشی متناسب با سطح مهارت حرکتی، و ادغام هدفمند حرکت با محتوای درسی می‌تواند مشارکت و یادگیری کودکان دبستاتی را بهبود بخشد. همچنین، حفظ حرکات درشت در فعالیت‌های آموزشی برای تقویت زبان و کارکردهای اجرایی توصیه می‌شود. در مجموع، به نظر می‌رسد مهارت‌های ظریف نقش برجسته‌تری در عملکرد تحصیلی دارند، اما هر دو نوع مهارت در رشد شناختی و آموزشی کودکان دبستانی سهم دارند.
کلیدواژه ها
مهارت‌های حرکتی ظریف، مهارت‌های حرکتی درشت، عملکرد تحصیلی، کودکان دبستانی، کارکردهای اجرایی
وضعیت: پذیرفته شده برای ارسال فایل های ارائه پوستر